تبليغاتX
جهانکشور طهریفاط 2
اینجا همه چیز را تحریف می کنند حتی شما را!!!!
 

میراث آریا تحریف جایزه

چرا میراث آریا جایزه کاوه را نداد؟

میراث ویران جایزه اش هم  ویران !

دو جایزه نخستین جشنواره الکترونیکی وبلاگ

نویسی و عکس ( سرزمین هزار نقش) برای وبلاگ

میراث ویران کاشمر در سال ۱۳۸۶ چه شد و کجا

رفت؟ سازمان میراث فرهنگی این جایزه سوخته

را بدهد.درست نیست حق خوری کنید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 11:23  توسط کاوه آهنگر  | 

 

بلندگو تحریف گلدسته و گوش

ایده ای برای فروش به صدا و سیما

فیلمنامه :

محله ای که ۶ تا ۷ تا مسجد در فاصله ۱۰۰ متری از هم

دارد و هر پیرپاتال لب گوری برای معلوم کردن

وارثان آمده و خانه و دکانش را نذر و وقف مسجد کرده تصور کنید.

و موقع اذان صبح و ظهر و شب همه ی این مساجد اذان

 خودشان را با زور بلندگو به آسمان هفتم برسانند.

 آنهم نه با یک بلندگو که با چهارجفت بلندگو در چهار جهت اصلی

آنگاه مردم بدبختی که در فاصله ی این بلندگوها گیر افتاده اند

سوژه ی این فیلم هستند. قهرمان اصلی این فیلمنامه خودم هستم

که شب موقع خواب در و پنجره ها را کیپ می بندم و لای درز و

دروز آنها را با بریده های موکت می بندم تا صبح زود از جنجال

بلندگوها از خواب نپرم. این شخصیت داستان چند بار به دفتر امام

جمعه شهر متوسل می شود تا آن شیخ بزرگوار او را از بیداد بلندگو

وارهاند. ولی گویا جمعه امام شهر نیز همآورد بلندگوها نیست و

شخصیت داستان که ناگزیر است نزدیک زمان اذان ظهر از خیابان

بگذرد مسیر کوچه پس کوچه هایی را پیش می گیرد که از بلندگوها

دور باشد و در سمتی از کوچه که در سایه ی صدای بلندگوها جای

می گیرد برای عبور خود انتخاب می کند....

دنباله فیلمنامه بعد.... 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 12:27  توسط کاوه آهنگر  | 

 

بنیاد بخلگان تحریف بنیاد نخبگان!

در آینده بخوانید...

چرا رئیس پیشین این بنیاد نامه ی یک شرکت دانش بنیان را پاسخ نداد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 6:15  توسط کاوه آهنگر  | 

 

تصويب عصر آخرزمان

 

هدفمند کردن ... نوزایی مزدک اقتصاد ایران یا بازمرگ مزدک طبقات دهگانه ی ؟

ورود به عصر آخر زمان...

خشکاندن جویی که گرگ و میش از آن آب می خوردند؛ درآمدی به دوران آخر زمان!

آیا از این پس گرگ و میش یکدیگر را نخواهند جوید؟!

چرا به جای شناسایی دهکهای گردن خشك و كون خشك و شكم خشك

و جيب خشك  و غبغب خشك ،دهكهاي گردن كلفت و كون كلفت و شكم كلفت

جيب كلفت  و غبغب كلفت شناسايي و مشمول ماليات بر كلفتي نمي شوند؟

آيا فردا روزهمين طبقه كلفتگان هزينه ها و مخارج خود را از پهلو و دنبه ناكلفتگان

نخواهند ستاند. همانگونه كه تاكنون می ستانده اند.

در پیشگویی های آخر زمانی آمده است که پیش از آخر زمان دوره ای می شود که

گرگ و میش با هم از یک جوی آب خواهند خورد، كاوه واآشکاری می کند كه آيا اين

جوي همان يارانه هاي خارانه شده نيست؟

اينك اين پرسش پيش مي آيد كه اگر اين جوي همان جوي است، پس با خشكانش اين

آبشخور گرگ و ميش آيا پايان اين هواي گرگ و ميش آخر زماني كه در پيشگويي ها

آمده، سپيده دم عصر تاريك آخر زمان مي آغازد يا شامگاه آن؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 6:11  توسط کاوه آهنگر  | 

دانشکاوان؛ كاوانگاه كاوه:

 

http://www.daneshkavan.com

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 10:29  توسط کاوه آهنگر  | 

 

 

 

شبکه چچچچچچهار

 تحریف اصلاح الگوی مصرف

بدعتي نو ظهور در سوگواريهاي تلويزيوني :

در تقویم شاید هر مناسبت سوگواری یک روز باشد،

ولي از نظر مهندسان فرهنگ تيليويزيون هر سوگواري

تشكيل شده است از سه شب، يكي پيش از روز تقويمي

و دو تا پس از آن !

علت عدم پخش چند قسمت از سريال دوران كهن

از شبكه چهار در تاريخهاي ۰۸/۰۳/۸۸ و ۱۵/۰۳/۸۸ و ۲۲/۰۳/۸۸

چه بود؟

در تاريخهاي ۰۷/۰۳/۸۸ و ۱۴/۳/۸۸ دو روز عزاداري وجود داشته است

و گويا شبكه علمي چهار سيما براي سالگردهاي وفات نيز سوگواري

شب سوم هم برگزار مي كند. و به همين علت از پخش سريالهاي

علمي خارجي خودداري مي كنند.

جالب اين است كه  برگزاري سه شب سوگواري پس از مرگ 

 يك سنت آريايي - زرتشتي است كه به آن سيتوش گفته مي شود.

 و براي درگذشتگاني كه تازه فوت نموده اند سه شب نخستين

 پس از مرگ مراسم سيتوش برگزار مي شود.

ولي آشكار نيست كه چرا شبكه چهار سيما براي سالگرد وفات

كه چندين قرن يا دهه از آن مي گذرد، افزون برآن،  سالگرد

سيتوش را نيز در نظر مي گيرد تا به اين بهانه چند تا سريال

را پخش نكند و به حساب دين صرفه جويي بنمايد و كفر مردم را درآورده

و آنان را وادار به .... كند.

اگر اين بدعت نيست چيست؟

آيين سيتوش به جاي خود اگر در فرهنگ پس از اسلام نيز برجا

مانده محترم است ولي اينكه براي سالگرد يا هزاره گرد يك سوگواري

نيز سيتوش در نظر گرفته شود نوبر است و جز بدعت چه مي تواند باشد.

بدعتي كه صرفه كاري اقتصادي يك شبكه تلويزيوني را با افزودن بر پياز

داغ سوگواريهاي مذهبي پيوند زده.

كاربردي از سيتوش زرتشتي در دو سالگرد وفات شيعي و نه در يك وفات

تازه و ورود آنهم براي پخش نكردن چند قسمت از يك سريال چه نامي دارد؟

‌" استفاده كاربردي از دو دين با يك بدعت نوظهور و درنظر نگرفتن حرمت

بينندگان آنهم با انگيزه اقتصادي"

اصل بي مناسبت شدن فيلمهاي تلويزيوني در مناسبتهاي برگزار شده تلويزيوني

از كجا آمده؟

آيا ديدن يك فيلم در سالگرد يك وفات گناه به شمار مي رود و بدتر از آن آيا

در سه شب پس از سالگرد هم گناه است؟

اين گناه را نانوشته طبق چه فتواي ناگفته، جا انداخته اند؟

اينجاست كه در سال اصلاح الگوي مصرف بايد به اصلاح الگوي

عدم مصرف هم توجه كنند!

زيرا تاثير اين عدم توجه به انتظارات بينندگان تلويزيوني اثر نامطلوب

رواني و اجتماعي و فرهنگي به مشتريان تلويزيوني دارد. به ويژه

بر كودكان و نوجوانان زيرا اين گروه سني كه در روز و ساعت مقرر

بي صبرانه منتظر پخش برنامه دلپسند خود هستند به طوريكه بيشتر برنامه هاي

خود را در آن ساعت خاص تعطيل مي كنند و حتي به گردش و مهماني نمي روند

تا حتما فيلم دلپسند خود را ببينند، با عدم پخش آن روبرو مي شوند و چون

علت را جويا مي شوند درمي يابند كه سالگرد تلويزيوني وفات يا سه شب

سالگرد تلويزيوني وفات يكي از اسلاف مذهبي است. و اين رابطه

ناخوشايندي كه مديران تلويزيون ميان اين دو يعني ميان عدم پخش

برنامه دلپسند نوجوانان با سالگرد سوگواريها يا مناسبتهاي ديگر برقرار

كرده اند منجر به ايجاد تنفر فرهنگي و بيزاري مذهبي در نوجوانان و

كودكان و بزرگان مي شوند پس نقش تلويزيون در ايجاد اين آزار تلويزيوني

انكار ناشدني است.

لطمه به مقدسات و فرهنگ و لطمه به بينندگان و مشتريان آنهم فقط براي

تعصبات خودبافته ي عده اي كه در اصل هيچ اساس ديني هم ندارد و يا

در انگيزه هاي اقتصادي پنهان شده در پشت اين وانمودگري هاي مذهبانه و

كاربردهاي ابزارانه .

پس اين شد كه دوباره به خاموشندگان تلويزيون پيوستم.

و بدینگونه جایزه اصلاح الگوی عدم مصرف برق را وزارت نیرو بایستی به مدیران

تلویزیونی پرداخت کند.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 20:26  توسط کاوه آهنگر  | 

تحريف حقوق مصرف كنندگان در تلويزيون

نهست سازمان حمايت از مصرف كنندگان در تلويزيون

دوران كهن در تلويزيون يا تلويزيون در دوران كهن

يك ناهنجاري زماني در شبكه چهار تلويزيون:

من هم مدتي بوذ به گروهي پيوسته بودم تلويزون نمي بينند تا اينكه يكي گفت سريال دوران كهن جمعه ها

ساعت 19:10 از شبكه 4 پخش مي شود و تكرار آن روز بعد ساعت 11:10 پخش مي شود .

در تاريخ جمعه 1/03/88 يك قسمت از اين سريال را ديده ام جالب بود ولي جمعه 8/3/88 سريال پخش نشد

هيچ گونه توضيحي هم براي عدم پخش آن داده نشد.ولي همان قسمت جمعه 1/3/88  براي بار سوم در روز شنبه 9/3/88 پخش

كردند در جمعه 15/3/88 كه باز هم منتظر اين سريال بوديم پخش نشد و شنبه 16/3/88 همان قسمت 1/3/88 را گويا براي چهارمين بار نشان دادند

در جمعه 22/3/88 باز همان قسمت 1/3/88 را براي پنجمين بار تكرار كردند و شنبه 23/3/88 نيز كه روز تكرار سريال است نيز باز همان قسمت را براي ششمين بار پخشاندند.

سريال خارجي دوران كهن با اين ايده تخيلي سامان گرفته كه ناهنجاريهاي زماني پديد مي آيد و دايناسورهاي از گذشته به حال مي آيند.

و دوباره از زمان حال به گذشته برمي گردند.

كاملا آشكار است كه در طي اين دو هفته شبكه 4 تلويزيون خود دچار يكي از اين

ناهنجاريهاي زماني شده است و دائما در هنگام پخش سريال دوران كهن به قسمت

گذشته 1/3/88 برگشت مي كند و يا از قسمت 1/3/88 به زمان حال مي آيد!

اگر در سريال دوران كهن پديده ناهنجاري زماني يك تخيل محض و چ

غير واقعي است ولي ناهنجاري زماني به وجودآمده توسط

مسئولان آن در شبكه 4 يك حقيقت كامل است زيرا اين آقايان هفتاد ميليون

 تماشاگر سريال خود را براي ششمين بار در عرض اين دو هفته به

قسمت 1/3/88 اين سريال برگشت زماني داده و ....

علت اين تكرار بي رويه و غيرمنطقي در يك شبكه مدعي علمي بودن و

فرهيختگي بودن چيست؟

آيا اين نمونه اي از بخل تلويزيوني است يا شكل ديگري از آقايي

آقازاده هاي تلويزيون گردان! كه هيچگونه ارزشي به شعور و

حرمت بينندگان نمي نهند. در اين باره بهتر است سازمان حمايت

از حقوق مصرف كنندگان واكنش نشان بدهد و پرونده عليه تلويزون ترتيب بدهد. !

علت ديگر اين تكرار بي رويه را درآينده بخوانيد...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 20:7  توسط کاوه آهنگر  | 

 

دانشکاوان آیینه ای رو به جهان مسغره شما!

جهانی دست پرداخت احمقها و شیادها!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 12:11  توسط کاوه آهنگر  | 

 

بنجولیسم در آموزش و پرورش!

 

تحریف مغزها با آموزش

 

 فرساینده ی زبان عربها

 

در مدارس فارسی زبانها

 

شاید رواج نامهای عربی از دست  صالحیه ...،

 پیامد کلفت شدن کتابهای عربی در مدارس ایرانی است!

اصلا چرا اینهمه آموزش پر زبان عربی در ایران؟

آیا فقط آموزش قرآن کافی نسیت؟

حجم سنگین کتابهای درسی عربی، خلیج عربی دیگری

در برابر خلیج فارسی  کتابهای درسی!

طالبانیسم زبان عربی در مدارس فارسی زبانان به بهانه آموزش قرآن!

در حالیکه آموزش قرآن خود کتابی جداگانه است.

آیا مسئولان عربی دوست کتابهای ملی ، آیا به مغزفرسایی

کتابهای عربی درمدارس و دانشگاهها اندیشیده اند؟

 آیا بجای این کتابهای سنگین عربی ،دانشهای نو در

 عصر توسعه بایسته تر و شایسته تر نخواهد بود؟

عصر جاهلیت ایرانی میراثی از پایان عصر جاهلیت عرب 

بعداً بخوانید....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 12:9  توسط کاوه آهنگر  | 

 

خبری از تلتکست :  در تاریخ 18/12/87            

       عربیت تحریف ایرانی یط              

هیات وزیران با تغییر نام روستای قارپوز آباد از توابع دهستان احمد آباد بخش مرکزی

شهرستان نظر آباد در استان تهران به روستای صالحیه موافقت کرد.

دیدگاه: این نام به شکل الصالحیه بسیار اصیلتر و شکیل نر و مذهبی تر می بود

اگر تصویب می شد رواج نامهایی از این دست همچون الغدیر ، المهدی ، سلیقه این

 قوم را می رساند . گویای موج عربزدگی پس از موج غربزدگی است.

افتادن از دو طرف  بام شیوه ای ایرانی است. گویی ایستادن بر روی بام اذیتشان

می کند و باید حتما از یک طرف آن خودشان را پایین بیاندازنداگر قارپوز بدپوز بود

چرا باید بی پوز شود؟ برای حفظ سوابق تاریخی می شد با در نظر گرفتن تحول

واجها، نامهایی  چون کرپیزان، کرپوسان، خربزان را پیشنهاد کر تا زیباگر

 نام این روستا بوده باشد.

شاید قاپوز شکل دیگری از  واژه خربزه می باشد و گونه ای دیگر از ریشه زدایی

 را در کنار استرواج الکلماته العربیه می توان برای مثال در نامگذاری استان

 جدیالبنیاد باستان ایران نام زیبای هیرکانیا را برخود دارد جای پرسش برمی انگیزد

 که چرا پیشینه باستانی ایران یکسره به فراموشی سپرده شود و یک نام بی ریشه

جای یک نام با ریشه را بگیرد. ؟

نامهای عربی یی از این دست پیامد افراط در آموزش زبان عربی

حتی خود عربها هم در مدرسه هایشان اینهمه عربی پرپیچ و خم نمی خوانند.

که در تحریف بعدی بخوانید....

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 11:52  توسط کاوه آهنگر  | 

 

شکارستان کاشمر، تحریف شکار بانی

یک قینی می گفت: در یکماه 000/750/1 تومان گوشت شکار

فروختیم! بزکل و میش شکاربانی کاشمر در سفره شکارچیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 11:48  توسط کاوه آهنگر  | 

 

سدی بر زمین و سدی بر آسمان!

هرگاه شنیدی که سدی ساخته شد در زمین،

بدان که بر آسمانش هم سدی خواهند بست!

تا با چلاندن ابرهای سرزمینهای دیگر که از فراز

 سدشان می گذرد ، سد خود  را انباشته کنند آنهم به

بهای خشکاندن کاریز دیگران !

یازده  سال خشکسالی شرق کشوریها برابر با یازده

سال اوج سدسازی غرب کشوریها !

و برابر با یازده  سال باروری مصنوعی ابرها.

غرب وحشی است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 16:12  توسط کاوه آهنگر  | 

 

تحریف هواشناسی :

آیا درگزارش سازمان هواشناسی بارور شناسی ابرها هم دیده شده

است؟

یعنی آیا گزارشی را که  این سازمان درتلویزیون و

رادیو دربارش و نابارش آسمانها به مردم می گوید ،

 رویداد و تاثیر باروری ابرها در برخی استانها تاثیر

داده شده است؟اگر در گزارش هواشناسی که ارائه می شود،

باروری ابرها تاثیر داده شده و سپس نتیجه به آگاهی

 مردم رسانیده می شود، پس باید گفت که باروری ابرها

باعث تخریب و تغییر گزارش هواشناسی شده است.

و اگر در گزارش هواشناسی که ارائه می شود ،

 سازمان هواشناسی باروری ابرها را نقشی نمی دهد و

 دخیل نمی کند پس بایستی گفت که سازمان هواشناسی

 گزارش واقعی از بارش و آب و هوای واقعی بدست نمی دهد.

به دیگر سخن، سازمان هواشناسی افزون بر استناد به

تصاویر و نقشه های ماهواره ای و داده های ایستگاههای

 هواشناسی خود و سایر عوامل بایستی اطلاعات مربوط

به سازمان باروری ابرها ی کشور  را نیز دریافت کنند .

 و آنها را در برنامه گزارش هواشناسی خود  بگنجاند

 زیرا عدم لحاظ دسته گلی که سازمان بارور کننده ابرها

در راهزنی آسمانی به آب داده ، گزارش هواشناسی و

 تبدیل به گزارش آبکی و بیخود می کند.

اینک یک گزارش هواشناسی از کاوه:

با نفوذ جبهه هوای سردی که از بخشهای غربی وارد

کشور می شود انتظار بارندگی در استانهای غربی کشور

می رود این موج بارش به ترتیب استانهای مرکزی و

 شرق کشور را نیز تحت تاثیر خود قرار خواهد داد

بدین ترتیب درهفته ای که پیش روی دارید انتظار بارش

 را در سراسر کشور داریم. ولی زیاد خوش خیال نباشید

 زیرا استانهای غربی و مرکزی خیال ندارند اجازه بدهند

 که ابرها به بخشهای شرقی کشور برسد و با باروری

ابرها ضمن آنکه فاتحه گزارش هواشناسی را خواهند خواند

 به یک ذره ابر هم اجازه عبور به سمت شرق کشور

 را نخواهند داد.

 

درخواست شرق کشوریها از مجلس:

تحریم باروری ابرها و تدوین منشور داخلی وبین المللی

عدم تجاوز به ابرها و جبهه های آب و هوایی .

زیرا سازمان سدها بیشتر از کشاورزان شرق کشور

به آب این ابرها نیاز دارد.

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 17:50  توسط کاوه آهنگر  | 

 

با محاسبه یکروز حقوق تعطیل شوندگان کارمند،

صدها میلیارد تومان یکروزه نذربیکاری رسمی می شود .

 برای مثال آمار کارمندان آموزش و پرورش را در حقوق

روزانه حداقل 20 هزار تومان ضرب کنید تا ببینید ملت

چند میلیارد برای بی سواد شدن فرزندانشان می پردازند.

در یک مثال دیگر 3 میلیون کارمند در یک روز تعطیل

با حقوق حداقل 20هزار تومان در روز حدود 60 میلیارد

تومان هزینه روی دست تهیدستان می گذارند.

اگر بشنوید که کارفرمایی که ساختمان می سازد

یکروز کارگران خود را تعطیل کند و بگوید که

امروز بروید یلللی تلللی کنید و در عین حال دستمزدتان

 را هم بگیرید آنگاه آیا شما نخواهید گفت یارو عقلش را

از دست داده و پولش را به باد میدهد؟

پس چگونه است که با اینکه دولت به کارکنانش

می گوید: « امروز کار را بر شما می بخشم پس

بیکار باشید و حقوقتان را همچنان بگیرید»

 کسی نمی گوید دولت احمق شده و به مالش آتش زده ؟

پاسخ کاوه: علت اینکه کسی چنین برداشتی ندارد

اولا عادت و احتیاط بر این سنتهای نادرست طاغوتی است.

 ثانیا چون دولت از جیبش نمی خواهد حقوق بدهد

و از جیب ملت می پردازد . ثالثا دولت و مجلس

وهمه تصویب کنندگان تعطیلی یکروز، خودشان

هم حقوق بگیر هستند.

و ازاین بادابادا بیکاری همراه با حقوق، خودشان هم سود می برند.

پس دلیلی ندارد که نگران باشند. درست همانند

وضعیتی که یک پیمانکار یا وکیل از طرف کارفرما

استخدام میشود تا کارگرانی را استخدام کند، اگر این پیمانکار

یا وکیل یکروز کارگران خود را با مزد تعطیل کند،

چون مزد کارگران و مزد خودش را نیز کارفرمای

بیخبر می پردازد پس نگران پول برباد رفته نیست

 چون خودش هم سود می برد.

به نظر شما اگر از مردمی که حقوق حقوقبگیران

را می پردازند همه پرسی شود که آیا حاضرند

معلمان یکروز حدود 100 میلیارد تومان حقوق بگیرند

و آنروز تعطیل شوند ، آیا گمان میکنند مردم

بی حقوق، یکیشان هم راضی خواهد بود آری بگوید؟

دربرابر اگر از تعطیل روندگان که فقط کارکردنشان ب

ه تعطیلی می رود ولی حقوقشان هیچگاه به تعطیلی نمی رود

 بخواهید یا بخواهند که در برابر این جریان یکطرفه ی

«فقط بخشش کار»، یکبار در سال حقوق یکروز

 کاریشان رادریافت نکنند،آیا آنها حاضر به پذیرش

عدم دریافت حقوق یکروز کارشان خواهند بود، پس بهتر

 است که همین حقوق یکروزتعطیلی را از ملت بی حقوق

نگیرند و اگر حاضر به پذیرش عدم دریافت حقوق

یکروز کارشان نیستند، پس چرا ملت را ملزم به پرداخت

حقوق یکروز بیکاری شان می دانند؟

چرا بایستی این جریان یک طرفه باشد ؟

یعنی فقط کارمندان همراه با حقوق تعطیل می شوند؟

 ولی هیچگاه بی حقوق کار نمی کنند؟ و حتی بی حقوق به

تعطیلات نمی روند پس دست کم حذف حقوق ایام

تعطیل خواسته منطقی پردازندگان حقیقی این حقوقها خواهد بود.

بعداً بخوانید لقمه حرام رسمی در سبد تعطیل پرستان

یارانه تعطیلات کارمندان ، هزینه ای بر دوش ناکارمندان

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 17:47  توسط کاوه آهنگر  | 

 

سوژه هایی از بی سوادی در آموزش و پرورش:

1-  دانشجویی در بانک از متصدی باجه پرسید 40

 هزار تومان به ریال چقدر می شود؟

2- متصدی بانک به یک وام گیرنده می گفت روی سفته بنویس ( عندالمطالبه) وقتی وام گیرنده نوشت مسئول بانک پرسید تو فوق دیپلمی؟ طرف گفت نه دیپلمم متصدی بانک گفت غیر ممکن است و پرونده طرف را نگاه کرد وام گیرنده پرسید برای چی می پرسی؟ متصدی بانک گفت برای اینکه بلدی بنویسی عندالمطالبه.!!

آیا اینها گوشه هایی ازجریان  بی سوادی

در آموزش وپرورش نیست؟

و بدید شما آیا تعطیلات بی رویه در ایجاد آن نقش ندارد؟!

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 17:36  توسط کاوه آهنگر  | 

 

   تحریف تعطیلی یا تحریف حقوق   

 یا تحریف آموزش یا آموزش بیعاری

بیعاری رسمی در تعطیلات :

 به مناسبت تعطیلات رسمی در مورخه

۶/۱۲/۱۳۸۷ و  ۸/۱۲/۸۷ چرا حقوق بگیران و دانش آموزان اینقدر خوشحال می شوند؟

چرا روز چهارشنبه که  در میان دو تعطیلی جایگیر شده باید خود تعطیل شود.

چرا عکس این اتفاق نمی افتد یعنی چرا سه شنبه که وسط دو روز کاری دوشنبه

و چهارشنبه افتاده است تعطیلی خود را از دست نمی دهد؟

آیا فرهنگ بیعاری عامل این جریان یک طرفه است ؟

اصلا چرا ایام وفات باید تعطیل باشد این سنت از کجا آمده است

 آیا خود امام و پیامبر اگز زنده بود خود همچین وصیت

و توصیه ای به تعطیلی روز وفاتش تا ابد می کرد؟

چرا فقط حقوق بگیرها تعطیل می شوند آیا مردم

دیگر پیوستن به این سنت را نخواهند داشت.

 اگر تعطیلی از کار در ایام وفاتها سنت واجب  و

لازمی است و ثواب دارد پس دولت بایستی خرج

زندگی  دیگر آحاد جامعه رانیز بدهد تا آنها نیز در این

روزهای پر ثواب بتوانند به جمع تعطیل شوند کار بپیوندند

 و از این سوز و سفره  بیعاری نصیبی ببرند.

آیا درست است به اسم مقدسین کسب و کار

جامعه اسلامی را بخوابانند و حقوق مفت به کارکنان بپردازند

 و به این هم بسنده نکنند و روزهای وسط دو تعطیلی را نیز به

جمع مفت خوری خود افزوده کنند؟ مساله از آنجا بودار می شود

که بهای این بیعاری رسمی را مردم پابرهنه باید بپردازد.

اگر اجتنابی  از این تعطیلات نیست که هست، بایستی

دولتیان و حقوق بگیران تعطیل شونده در این ایام تعطیلات

بی حقوق شوند، چرا باید کسی برای روزی که تعطیل است

حقوق بگیرد و مسلم است که وقتی  این تعطیلات به نفع فقط

حقوق بگیران است از وزارت حقوق بگیر تا مجلس حقوق بگیر جنبه

رسمی به این تعطیلات بدهند زیرا به نفع خودشان نیز هست

پس زمان آن فرا رسیده که این گونه تعطیلات برچیده شود

و اگر برچیده نمی شود بابت آن حقوقی از بیت الحال و بیت العیش

به هیچ حقوق بگیری پرداخت نشود.

اگر یکبار این حقوق تعطیلات را حذف کنند آنگاه هیچ معلم و کارمندی

حقوق بگیری که حداقل روزی 20 هزار تومان حقوقش است راضی

 به تعطیلی نخواهد بود و هیچ وکیل مجلس نیز حاضر به تصویب

این تعطیلی نخواهد بود چون خودش حداکثر حقوق را می گیرد.

پس چرا بایستی ملت حقوق بگیر به این تعطیلات پر هزینه رضایت بدهند؟

بیعاری بچه های مردم بماند برای بعد.

اگرعلی بت عدالت شیعیان می بود آیا در برابر این هزینه های هنگفتی

که برای تعطیلی بکارمندان پرداخت می شد سکوت و موافقت

می کرد یا اینکه ذوالفقار تیز می کرد.!

آیا علی در زمان حکومتش سالروز وفات پیامبر اسلام را تعطیل می کرد!

 و اگر تعطیل می کرد به کارمندانش حقوق می پرداخت؟

و اگر چهارشنبه ای را که وسط تعطیلی می افتاد تعطیل می کرد؟

و اگر تعطیل می کرد باز هم حقوق می پرداخت؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 12:29  توسط کاوه آهنگر  | 

 

چرا اعتیاد در میان کارکنان و بازنشستگان

 شهر هرت غوغا می کند.

 

آیا مقرری ماهیانه پیوسته باعث ایجاد یک قلم مواد

مخدر در سبد خانوار کارمندان شده است؟!

فرهنگ اعتیاد یا اعتیاد در فرهنگ ؟!

اعتیاد در آموزش و پرورش چرا اکثر

معلمان آموزش و پرورش معتادند؟

آیا فرهنگیان معتاد عامل اصلی گرایش دانش آموزان

( اعتیاد آموزان) به مواد مخدر نیستند.

آیا می دانید معلمی در شهر هرت سر کلاس دبستان پیش

دانش آموز خردسال سیخ به تریاک می چسباند.

معلمی که کتاب را باز می کند و به صورت تیغکی روی میز

می گذارد و سیخکی تریاک فرد اعلاء دود می کند تا

دانش آموزان برای نه نه باباهایشان با هیجان آنرا بازگو

 کند فقط مجازاتش این بود که از دبستانی به دبستان دیگر

 هجرت کند تا دانش آموزان مدرسه دیگر هم شاهکار او را ببینند.

آیا می دانید ناظمی معتاد در مدرسه راهنمایی برای زهر چشم گرفتن

از دانش آموزان سیگار مواد مخدر بار می کند و با شاگردانی که

 فرزندان ساقی هایی هستند که او مواد مخدرش را از آنها می ستاند،

با ملاطفت و نورچشمی گری رفتار می کند و این را

 دانش آموزان دیگر به خوبی می دانند.

آیا در پیشگیری نبایستی مجازات اخراج و کسری حقوق بگیر

در نظر گرفته شود ؟ و آیا در وضعیت کنونی عملاً به

مصرف کنندان مواد مخدر یارانه مصرف پرداخت نمی شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 17:46  توسط کاوه آهنگر  | 

۲۴/۱۱/۸۷

ابر دزدی و باران ربایی

تحریف خشکسالی

در استانهای غربی خراسان

خشکسالی خراسان و شرق کشور

 آیا نتیجه بارور کردن مصنوعی ابرها در غرب کشور نیست؟

آب دزدی آسمانی رسمی

هیچ نظارت و کنترلی بر مدیریت ابرها نیست.

 آیا ابرهایی که در استانهای غربی

و مرکزی بارور می کنند قرار نیست در شرق کشور ببارند؟

آیا بارور کردن ابرهایی که از غرب به شرق کشور در جریان است

به معنای ابردزدی و تحمل خشکسالی به شرق کشور نیست؟

آسمان خراسان و شرق کشور پوشیده از ابرهای بی رمق و

کم مایه که رمق آنرا در غرب کشور دوشیده اند.

آیا ربو دن ابرهایی که قرار است در خراسان یا

افغانستان ببارد می توان به بستن آب هیرمند به افغانها ایراد گرفت

یعنی زمانی که ما هیرمند آسمانی را می دزدیم چگونه انتظار

داریم که افغانها هیرمند زمینی را نزدند.

پس.....

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 9:16  توسط کاوه آهنگر  | 

 

نقدی نسیه بر طلویزیون

ببینید که چه می بینید !

چشمهایتان را ببینید که چه می بینند:

تحریف فیتیله ای کودک : از حجاب تا حجاب زدگی!

در برنامه فیتیله مورخه ۱۰/۰۷/۸۷

در روز عید فطر در تلویزیون ، در نمای نخست دختر بچه ای را در

گوشه سمت چپ پشت سر مجری و در سکوی بالایی در کناره

صف بچه ها نشسته و این دختر بچه در حال خندیدن و لذت

بردن از بازی هنرمندان  می بینید.

تا اینکه صحنه عوض می شود و در نمای دوم:

 خنده از لبان دختر کنده می شود

و دخترک نگران شروع می کند به جابجا کردن روسری اش!

هی آن را جلو می کشد و هی ... 

او را می بینید که متوجه جلو خود در نقطه نامعلومی که گویا

سمت دوربین فیلم برداری است می باشد. دخترک لبخند یادش

رفته است و ادامه برنامه را تعقیب نمی کند چون معلوم بود که

اشاره هایی را از روبرو دریافت می کند. مبنی بر اینکه روسری اش

را درست کند. دخترک بیچاره که نمی توانست موهای پیشانی

پر مویش را زیر روسری ببرد مستاصل و قیافه ای عبوس پیدا کرده بود

کار به همین جا تمام نمی شود در نمای سوم  دخترک عبوس و

جاخورده و متوحش دوباره گویا اشارات دیگری را از سمت دوربین

دریافت می کند مبنی بر اینکه باید لبخند بزند!

لبخند زورکی او دیدن داشت.

در نمای چهارم از تلویزیون دخترک دیگر آنجا نبود. پس از محو لبخند 

اینک نوبت محو  فیزیکی  دختر بچه بود از صحنه طلویزیون با

طالبانیسم فیتیله ای !!

می بینید که چشمانتان چگونه جای دخترک در گوشه سمت

چپ تلویزیون و پشت سر مجری در ردیف بالایی را با

چهار نما خالی شونده دیدند!؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 11:38  توسط کاوه آهنگر  | 

 

تحریف استعمار :

چین ؛ استعمار پاورچین !

....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 12:46  توسط کاوه آهنگر  | 

 

از ریش پرستی تا بیش پرستی:

از اذتهاب اقتصادی تا التهاب اقتصادی!

.....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 12:43  توسط کاوه آهنگر  | 

 

طالبانه ایسم در آموزش و پروارش!

افراط گرایی در مدارس:

تحریف بچه ها در مدارس از زبان یک مادر عصبانی:

معلمهای شهرک خیلی مذهبی اند بچه های مردم را از بین برده اند

اصلا حق ندارند اینجور چیزها ور کله ی بچه های مردم بخوانند.

معلمند کارشان درس دادن است عیبشان این است که خیلی سر بچه های مردم

را از نماز و روزه پر می کنند. آیا نباید فکر کنند که بچه های کم سن و سال و نافهم

مردم آنچنان با تعصب روزه می گیرند که سلامتی شان به خطر افتاده ...

بچه ی ۱۱ ساله ام از اول ماه رمضان یک روز را هم روزه نخورده انقدر ورسرشان

خوانده اند که اگر در حال مرگ باشد یک روز را هم نمی خورد اگر بمیرند و گوشه

بیمارستان بیفتند روزه شان را نمی خورند .

یک روز دخترم را تا حد مرگ زده ام چون داشت از روزه می مرد رنگش زرد شده بود

مثل زردچوبه و کف از دهانش می ریخت هر چه می گفتم روزه ات را بخور داری

میمیری فدای آدما می شی به گوشش نمی رفت که نمی رفت. کی مسئول

این اتفاقات است؟

دختر من هنوز عادت ماهیانه نشده است ولی آنچنان وحشتی از روز قیامت به کله اش

فرو کرده اند که روزه اش را که نمی خورد هیچ آنچنان حجابش را حفظ می کند که حتی

پیش دائی اش یا عمویش یا پدربزرگش حتی پدرش هم نمی توان روسری را از سر

گرمازده اش دور کرد.

اگر این آموزشها بدرد بخور بود چرا بچه های مردم تا دست راست و چپش را می فهمند

یا معتاد می شوند یا بدکاره ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 12:31  توسط کاوه آهنگر  | 

 

نقدی بر نقد تلویزیون :

تناقض گویی در برنامه پلی به گذشته ، شبکه دو ، مورخه ۸/۷/۱۳۸۷ :

مجری از یک سو ی می گفت:( که خانواده رضا شاه در هنگام تبعید از ایران

به جزیره موریس ، در بمبئی توقف داشتند و شمس گفته بود که ما در بمبئی

فقط پنکه و دستمال و دمپایی خرید کردیم . در حالیکه شمس دروغ گفته ما

صورت حسابهایش را در بایگانی داریم. که سیصد صندوق به اضافه یک ماشین

کوچک قرمز برای شمس در بمبئی خریداری و با کشتی به همراه خود برده اند.)

از سوی دیگر در پایان برنامه آقای مجری برنامه پلی به گذشته گفت:

( خانم عصمت زن مورد علاقه رضاشاه در جزیره موریس ، بعدها برای خود من

 که حتی فیلم گفتگو با خانم عصمت را دارم گفت که وقتی در جزیره موریس

بودیم سوسمارها روی دست رضا شاه می افتاد و او خیلی ناراحت می شد و پشه بند

هم نداشتیم و پنکه هم نداشتیم و ... آقای مجری اضافه کرد: بله انگلیسیها به هیشکی

رحم نمی کنند...)

همانگونه که در اظهارات مجری می بینید معلوم نیست توی اون سیصد صندوق اگر

پشه بند و پنکه نبوده ، پس چه بوده؟

از آقای مجری بپرسید کدام حرفتان را باور کنیم قضیه سیصد صندوق یا قضیه پنکه نبود

پشه بند نبود سوسمار بود و انگلیسی ها را به هیچ کس رحم نبود؟ !

+ نوشته شده در  شنبه بیستم مهر 1387ساعت 12:23  توسط کاوه آهنگر  | 

 

عجب خاک بی نمکی داری ایران!

که نمکخورات نمکدونت را می شکنند!

تحریف تمدن آریایی: آریا کوبی تلویزیونی!

تحریف آریائیان در یکی از قدمهای دو قدم مانده به صبح :

در برنامه شبکه ۴ تلویزیون  یکشنبه ۲۴/۶/۸۷ در ساعت ۴۰ دقیقه بامداد ۲۵/۶/۸۷ رخ داد

آن زمان که مجری یکی از دو قدمهای مانده به صبح،پس از پخش

یک نماهنگ ، افاضه کرد :

‌< شاید بینندگان بپرسند موسیقی پاکستانی چه ربطی با معماری ایرانی داشت؟

( در نماهنگ پخش شده) ولی جهان ایرانی که فراتر از ایران جغرافیایی است این را

توضیح می دهد جهان ایرانی حلقه اتصال تمدن چین و هند به اروپا بوده و غیر از

جهان ایرانی تمدنی دراین میان وجود نداشته ، ما دنباله تمدن سومری ، بابلی

هستیم نه تمدن جعلی آریایی !...>

عنوان تمدن جعلی آریایی ، نظر مجری بود یا نظر مجری گردانان ؟

جعلی خواندن تمدن آریایی به نفع چه طوایف و قبایلی است ؟

آیا بهتر نبود که مجری بنابه اعتقادش، از تمدن جهان سومری به جای

تمدن جهان ایرانی استفاده می کرد؟

مجری ،اصلا  نیامده بود که ابرویش را درست کند پس چرا زد چشمش را کور کرد؟

داریوش کبیر کجاست که ببیند خدا این کشور را از خشکسالی و دروغ که حفظ نکرد

هیچ، که از حسود هم حفظ نکرد!

دم خدا گرم که هنوز کسی به  چنین افاضه گرانی نیاموخته که تمدن هندی ها و اروپائیها

هم یکی از شاخه های تمدن های آریایی بوده اند پس چگونه ممکن است که میان دو حلقه

هندی و اروپایی، منکر حلقه آریایی اصلی یعنی ایران شد. اگر بنا بر نفی حلقه آریایی

ایرانی است، پس حلقه اریایی هندی و حلقه آریایی اروپایی را نیز می بایست نفی کرد

تا دل بربران آسیایی و بربران اروپایی نیز همچون دل بربرانی که از نفی آریائیان

ایرانی شاد شده ، شاد شود!

و نیز اصلا سومری ها کجایی بوده اند.

خاستگاه نامعلوم سومری ها را آیا نفی کنندگان تمدن آریایی، معلوم کرده اند.

که حلقه حلقه می کنند؟

خوب خدا حلقتان را ببنده که کتاب کهن کشور کاشمر را نخوانده اید که بدانید

خاستگاه تمدنها و سومری ها در درّه ی کاشمر در دل فلات ایران بوده و سومری ها

شاخه ای کهن از مهاجران آریایی از ایرانویچ در اعصار یخبندان ( = کاشمر کهن)بوده اند

پس بازهم تمدن سومری ، دنباله تمدن ایرانویچ بوده تا بدین ترتیب جعلی خوانان

تمدن آریایی، بر جعلی و بیمایه بودن خود آگاه شوند...

نفی آریایی بودن بستر تمدن جهان ایرانی همچون نفی هلنیسم به عنوان بستر

تمدن غربی و یا همچون نفی عربیت بعنوان بستر اسلام می باشد.

آنچه مسلم است دوقدم مانده به صبح ها با اینگونه افاضات هیچگاه به صبح

نخواهند رسید.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 12:10  توسط کاوه آهنگر  | 

 

جعل آوری اطلاعات اقتصادی خانوار؛

تحریفي از جمع آوري اطلاعات اقتصادي خانوار:

 

بسمه تعالي                      تاريخ: ۱۹/۵/۸۷

ستاد مركزي جمع آوري اطلاعات اقتصادي خانوار

با احترام، اينجانبه ................... داراي كد رهگيري ...............

به استحضار مي رسانم كه در تاريخ ۱۷/۵/۸۷ به مركز

آمار خانواده واقع در .................... مروج كاشمر

مراجعه نمودم ولي مامور مربوطه از پذيرش فرم

اينجانبه خودداري نمود و اظهار نمود كه درآمد صفر مورد

قبول نيست.و هر چه اينجانب اظهار نمودم كه مخارج زندگي

بنده را اقوام نزديكم به صورت غير نقدي تامين مي كنند

و خودم به عنوان زن سرپرست خانوار هيچگونه درآمدي ندارم،

ولي آقاي ....... مسئول مربوطه قبول ننمود. و اينجانب را وادار

نمود تا مبلغ كذايي ۳۰ هزار تومان را در فرم خودش درج نمايد.

در حاليكه اينجانب در فرم خودم هيچگونه درآمدي درج نكرده بودم

لذا با عرض اين موارد ضمن اعتراض و اعلام شكايت نسبت به

نحوه عملكرد مامور مربوطه كه اينجانب را وادار به پذيرش چيزي

خلاف واقع نموده بود ، درخواست اصلاح موارد تحميل شده را           

در فرم كامپيوتري خود دارم تا اين درآمد كذايي قيد شده توسط مامور

حذف گردد. زيرا آن مبلغ هيچ اساس و پايه اي ندارد و به هيچ وجه

قابل قبول اينجانب نبوده و بنده با دو سر عائله هيچگونه درآمدي ندارم.

با تشكر    امضاء ..........

***

  پيجويي و پانوشت كاوه:

- مامور مربوطه مي گفت {در دوره اي كه به ما براي پر كردن اين فرمها آموزش

داده اند، گفته اند كه بايد در يكي از دو ستون پانزده و شانزده حتماً درآمدي

قيد گردد و درآمد صفر قابل پذيرش نيست زيرا هر كسي مخارجي دارد. }

- در فرمانداري هم ند مسئولين ستاد مركزي .... خانوار مي گفتند:

  ‌ ‌{ سی تومان که مبلغی نیست ! پس تو از کجا می خوری

کرایه تاکسی تو را که میدهد؟ نان خالی بخوری می شود سی تومان ...}

- زن می گفت : { اقوام نزدیکم مخارج مرا و دو فرزندم را به صورت

غیر نقدی تامین می کنند، اين كه درآمد نمي شود، پس اينجور اگر

باشد همه در آمد دارند و هيچكس بيكار و بي پول نيست ، مي شود

فرم مرا بدهيد تا پاره كنم و بروم دنبال كارم.

همه كه مثل شما حقوق بگير نيستند كه سي هزار تومان برايشان هيچي

نباشد! ....

كاوه :!

به نظر مي رسد كه خيليها اين فرم دولتي را تفسير به راي

مي كنند و حق خود مي دانند كه بر خلاف نظر صاحب فرم

هرگونه دستكاري و اعمال سليقه اي را  تحميل كنند.

معلوم نيست تا به حال چند فرم بدين ترتيب مخدوش و اصالت

باخته شده است. شايد اين نمونه اي باشد از تاثير كارمندان

دولت در تحريف واقعيت اجتماعي.

 

از درد سخن گفتن و از درد شنيدن    با مردم بي درد نداني كه چه درد است

كاوه : آيا طرح جمع آوري اطلاعات اقتصادي خانوارهاي كشور و پرسش نامه فرم يك ، تجسس در  امورشخصي و خانوادگي افراد جامعه نيست ؟

آيا بهتر نيست به جاي سوبسيد بخشي ناقص ، از طرح ( كشور شركتي يا شركت كشوري كاوه ) استفاده شود ؟

تا همه افراد جامعه سهم خود را از حساب سود و زيان درآمد كشورشان را دريافت كنند؟ و هركس ماليات عايدي و خراج مايملك و دارايي هاي خود را به نسبت هر چي كه دارد به حساب عمومي واريز و برابر با ديگران از اين حساب سهم ببرد . در اين صورت بانكها و شركتهاي فراطايفه اي و ... و آن ده درصد افراد جامعه  كه نود درصد درآمد را به جيب مي زنند ، بيشترين ماليات را خواهند داد

تا آن نود درصد افراد جامعه كه فقط ده درصد درآمد گيرشان مي آيد

سهم بيشتري ببرند

توضيحات بيشتر را در وبلاگ  بانك بدون پول  كاوه پي بگيريد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 15:47  توسط کاوه آهنگر  | 

 

از اقلاب تا القاب

یا از القاب تا اقلاب

اقلاب القاب

القاب اقلاب

طايفوكراسي ؛ تحريف دموكراسي

طايفوكراسي اصلاح گرايان و اصول طلبان

 

آنجا كه اصولگرا و اصلاح طلب يكديگر را در همديگر خواهند يافت :

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 16:18  توسط کاوه آهنگر  | 

 

 

( محققـَق ) تحريف ديگري بر زبان فارسي:

 

اين واژه كه در تركيبهايي همچون: ( محققق شدن اهداف )، ( محققق كردن برنامه ها)

... به فراواني در زبان تلويزيونيان و مطبوعاتيان به كار مي رود، اُق اُقي تري و

زشت ترين واژه عربي است كه به جاي واژگان شيرين فارسي همچون :

 ( به فرجام رساندن)،(انجام يافتن)،( به بار نشستن)،( برآورده شدن)،(برآوردن)،

(انجامش)،(برآورش)،(فرجامش)،...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 15:42  توسط کاوه آهنگر  | 

 

قابيل تحريف هابيل :

دفن مردگان سنتي قابيلي!

سنت قابيلي دفن مردگان تحريف اديان:

چرا اديان از خود سنتي در خلاصي از شر مردگان ندارند

 دفن مردگان سنتي است كه از كلاغ به اديان رسيده است .

طبق روايات قابيل از كلاغ آموخت كه جنازه هابيل را در

زير خاك دفن كند پس قابيل رواج دهنده دفن مردگان در ميان

نسلهاي بشري و پيروان اديان بوده است. پرسش اين است

كه چگونه سنتي از يك شرور برادر كش حسود، تبديل به

يك سنت الهي در اديان شده است. البته قابيل براي دفن

برادرش هابيل پولي نپرداخت و سنت و بدعت جديد قبر يك

ميليون تومان به بالا را بايستي دستاورد قابيليان معاصر داشت!

آيا روش قابيل از سوي اديان مورد پذيرش قرار گرفته يا اصلاً در اين

باره اديان غفلت نموده اند. هر چند كه ظاهري دينانه به سنت

قابيل داده اند و مانند بانكداري قابيليان كه كاري جز دفن ارزش

پول ديگران نداشته و اكنون تبديل به بانكداري هابيليان شده است

اكنون بايد پرسيد كه سرنوشت بهداشت شهرها با وجود قبرستانهاي

چرب و چيلي از روغن مردگان، چيست؟ بوي تعفن برخاسته از گورهاي

سيماني و روغن تراوش شده از تركيدن مرده ها و مورچه هاي ريز

مرده خوار چرب تحريفگر آسايش و سلامت شهروندان شده است با

گسترش جمعيت و ازدحام شهرها و چند طبقه شدن گورها در قبرستانها

اوضاع بهداشت قبرستاني به بحران رسيده است و زمان آن فرا رسيده كه

همچون ديگر ملل دنيا، كوره هاي مرده سوزي نيز در بلاد مرده كاران فتواي

برپايي بگيرد. با سوزاندن مرده هم بهداشت تامين خواهد شد و هم هزينه

دفن مرده كاهش خواهد يافت و هم زمين پاك ناپاك نخواهد شد و هم شهروندان

خيابان سسفد كاشمر ( فاطميه ) در كنار قبرستان باغمزار خواهند توانست

فارغ از بوي قبر سر بر بالش بمالند. افزون بر اين، با مرده سوزي آيه

 انالله و انا اليه راجعون نيز در معناي اصلي آن تحقق خواهد يافت.

يعني چون خدا نور است پس بندگان مرده اش با سوزانده شدن تبديل

به نور خواهند شد. و به سوي خدا خواهند رفت و به نور خدا خواهند پيوست

باور كنيد اين كوتاهترين و مستقيم ترين راه براي راجعون كردن به سوي

خداسـت . در وضعيت كنوني دفن مردگان، اين آيه از قرآن فقط با آيه مسيحي

از خاك به خاك ... مطابقت خواهد داشت در حاليكه طبق آيين اسلامي كه

خدا نور است،پس براي بازگشت به اين نور، بايد نور شد. نه خاك!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 16:7  توسط کاوه آهنگر  | 

 

( محقققان ) تحریف پژوهشگران :

کاربرد این واژه عربی با سه ق ( ققق) در زبان اخبار تلویزیون

آیا تحریفی بر واژه های نجیب و خجالتی فارسی همانند

{پژوهشگران، دانشوران، دانشمندان، دانشپژوهان،

دانشگران،دانشورزان،دانشجويان، دانش ابزاران،وجويندگان و كاوشگران آزمايشگاهي و...‍}

نیست؟ در کتابهای فارسی می خوانید که ساخت واژه

{جنگ گاه} به علت اینکه دو تا { گ} در آن کنار هم آمده اند،

مطلوب نيست. ولي با اين وجود واژه محقققان را تلويزيون

و راديو پر به كار مي برند و از اين كه سه (ق) بر زبان جاري

مي كنند باكي ندارند ....

آيا زمان پايان عمر اين واژه فرا نرسيده است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 15:37  توسط کاوه آهنگر  | 

 

تحريف مستند يا تحريف قنات يا تحريف ايران يا تحريف ورود اسلام:

در تاريخ ۲۴/۰۳/۸۷ يك فيلم مستند ايراني پخش از تلويزيون ايران جمهوري

گوينده فيلم كه زني بود مي گفت :

‌ ‌( قنات اگر چه در ايران سابقه اي طولاني دارد ولي پس

از ورود اسلام فنون آن تكامل بسياري پيدا كرد ...)

 اين عبارت جفنگ در يك فيلم مستند علمي آشكار نكرد كه

اسلام را چه به قنات يا قنات را چه به اسلام؟

يا آن بخش از تكامل قنات پس از ورود اسلام شامل

چه چيزهايي بوده است ؟

تب اسلامي كردن هر چيز و هر يك از نمودهاي تمدن ايراني

به فيلم مستند هم سرايت داده شد .

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 16:15  توسط کاوه آهنگر  |